محمد بن علي منجم وابكنوي

65

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي )

وماه فروردين در وى دو بار مىآمد ، هم در أول وهم در آخر . وغرض ايشان از اين كبس آنكه سال‌هاى ايشان مطابق سال رومى شود وهميشه تحويل آفتاب I به حمل ، در ماه أول باشد يعنى در فروردين ماه . وماه‌هاى سال‌هاى كبيسه را شهور ثابته مىخوانده I اند وماه‌هاى سال‌هاى بسيطه را شهور منتقله . ودر مدت يك هزار وچهارصد وچهل سال I كه دور كبس ايشان بوده است ، فروردين ماه منتقله مطابق فروردين ماه ثابته مىشد . I آن گاه بعد از صد وبيست سال نوبت به ارديبهشت ماه مىرسيد كه مطابق فروردين ماه I ثابته مىشد بر همين ترتيب تا آخر شهور . وهميشه خمسهء مسترقه را در آخر اسفندار I مذ ماه ثابت ، الحاق مىكرده‌اند ودر آخر ما هي از شهور منتقله كه در اين وقت ، نوبت I بدو مىرسيده كه مطابق اسفندارمذ ماه ثابت بودى تا أيام شهور ثابته ومنتقل ، I هميشه مطابق همديگر بودند ؛ وخمسهء مسترقهء ثابت ، مطابق خمسهء مسترقهء منتقل . I وچون زمان اضطراب دولت ايشان در آمد واين رسم كه در سال‌هاى كبيسه I كنند مهمل ماند ، وابتداى دور كبس ايشان قريب نهصد وشصت سال گذشته بود I ونوبت به آذر ماه منتقل رسيده كه مطابق فروردين ماه ثابت باشد وآبان ماه I منتقل مطابق اسفندارمذ ماه ثابت بود ، پس آن خمسهء مسترقه در آخر آبان ماه I منتقل بماند . وچون دين مجوسي مبنى بر اين تاريخ است ايشان پنداشتند I كه مگر خمسهء مسترقه در آخر آبان ماه مىآيد كه اگر تغيير كنند نبايد كه خلل به دين ايشان I راه يابد ، وديگران به تقليد ، متابعت ايشان كردند . اما منجمان چون به غور ( ؟ ) اين رسيدند I دانستند كه واضع اين تاريخ ، اين خمسهء مسترقه را در آخر اسفندارمد ماه I وضع كرده است ودر آبان به علت كبس افتاده ؛ ايشان بر همان قانون أصل بعضي